|
|
|
|
|
در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟»
ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟» جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم؟» كشيش پاسخ مي دهد: «نه، پسرم، نمي شود. اين بي ادبي به مذهب است.» جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند. ماكس مي گويد: «تعجبي نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردي. بگذار من بپرسم.» ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «آيا وقتي در حال سيگار كشيدنم مي توانم دعا كنم ؟» كشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد: «مطمئناًً، پسرم. مطمئناً.» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 0:48 توسط سیب سربی
|
|
||
|
|
|
|
|
مافیای سینمای ایران که توسط یکی از بازیگران مشهور سینما اداره می شود، شرط آغاز به کار یک بازیگر را صرف مبالغ کلان و تن دادن به مسائل غیراخلاقی قرار داده است . می باشد، معرفی بازیگران مرد برای ایفای نقش در سینما را مشروط به پیش پرداخت اولیه ۸-۷ میلیون تومانی کرده است. همچنین بازیگران زن، علاوه بر این پیش پرداخت با صراحت شگفت انگیزی به تن دادن به مسائل غیراخلاقی برای پیشرفت سریع تر دعوت می شوند!
شبکه در حالی صورت می پذیرد که تاکنون خبری از برنامه احتمالی مسئولین سینمایی برای شکستن این حلقه فاسد و برخورد با این بازیگر منتشر نشده است.گفتنی است که شریفی نیا در تازه ترین اقدام بی شرمانه، بر سر انتخاب بازیگر برای یکی از فیلم هایی که سمت همیشگی انتخاب بازیگر بر عهده وی بوده به زنانی که برای بازیگری ثبت نام کرده بودند می گوید که باید لخت مادر زاد شده و در جلوی چشمان وی راه رفته و حرکات مختلفی انجام دهند که این سخن با اعتراض بعضی از حضار مواجه شده ولی برخی دیگر نیز تن به خواسته های کثیف وی داده انددر حالی که از چندی پیش برخی از سایت های خبری و رسانه های متعهد از مافیای حاکم بر سینمای کشور که زیر نظر یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران جان گرفته و به فعالیت خود ادامه می دهد، خبرنگار بولتن نیوز به اطلاعات تکان دهنده دیگری در این رابطه دست پیدا کرده است.به گزارش مردمیار به نقل از بولتن نیوز؛ در همین زمینه؛ م – ش که از سال های ابتدایی دهه هفتاد وارد سینما و تلویزیون شده و به مدد فیلم ها و سریال هایی چون امام علی (ع) پله های ترقی را یک شبه طی کرده است، با زیرکی و نفوذ خود توانسته است مافیای بزرگ و سهمناکی را در سینمای کشور ایجاد کند، با در دست گرفتن مسئولیت هایی چون انتخاب بازیگران و بازیگردانی وی در اکثر فیلم های سال های اخیر این موقعیت تقویت بیشتری یافته و لابی م – ش قدرت بیشتری یافته است.بنا براین گزارش وی که شغل اصلی اش عکاسی می باشد همان طور که در اغلب فیلم های مشهورش نیز به چشم می خورد در فضای واقعیت نیز انسانی به شدت سست تنبان! و هرزه می باشد که علی رغم متارکه با همسر بازیگر خود هم چنان با وی همکاری داشته و از این راه سوء استفاده های بسیاری از علاقه مندان به بازیگری نموده است، که همین امر اعتراض و برخورد شدید بازیگران مطرح و متعهد سینمای ایران هم چون پ – پ را به همراه داشته است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 20:54 توسط سیب سربی
|
|
||
|
|
|
|
|
این بازی بزرگ ترین دستاورد تاریخی را به همراه داشت. رو دست خوردن از دولتمردان بزرگترین بیداری را با خود برای ملت به همراه آورد. حالا ملت رو بازی می کنند. اگر تا دیروز با در گوشی و ایما و اشاره راجع به سیاست سخن به میان می آمد ، امروز در کوچه ، خیابان ، منزل ، بر سر سفره به هنگام خواب همه جا و همه زمان عیان و آشکار از سیاست و بازی هایش حرف می زنیم. در دوره ای مردم با دعواهای مستقیم و سر و کله و دست شکستن از حقوق فردی خویش دفاع می کردند. راهرو های دادگاه ها پر از آدم هایی بود با اعضای باند پیچی شده . کلانتری ها پر از سر و صورت های خونین بود. در زندگی روستایی نزاع بر سر مرز بندی مزارع یا آبگیری و آب دزدی از همدیگر کار را به جایی می رساند که با بیل یا داس در دست به جان هم می افتادند. و در زندگی شهری دعوا ها بر سر دیوار خانه ها، حصار ها ، پشت بام ها، مالک و مستا جر ها و... به جان یکدیگر می افتادند. دوره ای بعد تر یک گام به جلویی بود که در واقع گامی پسین به حساب می آمد از دیدگاه جامعه - شناسان و آن اینکه دعواها دیگر مسقیم نبود مردم کمی با هوش تر شده بودند ! کلاه برداری مد روز شده بود و مثلن با پنبه سر بریدن !!! دوره ی بروکراسی در واقع به مردم یاد داد به جای خون و خون ریزی می توان با اسناد و مدارک درست و حتی گاهی نادرست در دادگاه ها حقی را به دست آورد یا ضایع کرد. راهرو ها پر از آدمهای کاغذ به دستی بود که شکایت از کلاه بر سر گذاشتن و کلاه از سر برداشتن کسی داشتند !.تا جایی که حتی شاهد کلاه برداری پسر از پدر ، زن از شوهر ، و... بودیم. اینجا دیگر این اعضای بدن نبود که جراحت دیده و زخمی می شد. بلکه روح و روان آدم ها ی دوران بود. روح و روان انسانیت. می توان به عنوان مثال کم شدن ارباب رجوع های دادگاهای جزایی را گفت . وا از آن سر بر تعداد پرونده به دستان دادگاه های حقوقی روز به روز افزوده می شد. امابیداری مردم در ۲۲ خرداد بهترین ها را به ارمغان آورد. چند روز پیش مسافر تاکسی بودم که راننده اش دو دستی بقیه پول مسافر را پرداخت می کرد. و راننده ی دیگری که برایت جوک می گفت تا از این فضای بی اکسیژن کمی نفس بگیری با خنده هایت. مهر بان شدن مردم با همدیگر را به وضوح می بینم. اگر تا دیروز خنده بر لب و خنجر در دست با هم می زیستیم ! امروز نگاه ها پر از مهربانی ست و دل ها... و دل ها اما پر از حسرت!!! حسرت بر معصومیت از دست رفته ی این مردم !!! ما این همه مهر بانی و هشیاری را مدیون دولتمردان هستیم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 14:26 توسط سیب سربی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی این همه خون بر خیابان خرداد ماه دیدم باورم نشد که انسان است در برابر انسان !! باورم نشد برادر در برابر برادر !! مدام گیج می زنم لای این وب ها. خبر ها . عکس ها. و هنوز باور ندارم مرگ آدمی را به دست آدمی! در عکسی دیدم جوانی با نماد سبز چهره به چهره ی مردی سیاه پوش. سیاه و آهنین.مرد انگار غریبه بود. بور بود از جنس بلوند ها . در عکسی دیدم مردی حدود پنجاه ساله . باعینک طبی که به عینک مطالعه بیشتر شبیه بود بر نوک بینی . اسلحه در دست ـ نمیدانم از کدام نوع ـ پیشاپیش جوانان معترض . چشم به دوربینی که انگار گفتند عمدن به دوربین نگاه کن تا ژستت خوب باشد ! و انگار که نئشه بود از تریاکی که در خون داشت. به تریاکی هایی می مانست که با تلنگری می افتاد. در عکسی دیدم در ازدحامی مردی از جماعت فیلم هزار دستانی . چاقو به دست. انگار در انتظار طعمه ای که بدراند شکمی ! گلویی ! جانی. و انگار از پای چوبه ی دار رهایش کرده باشند و گفته باشندش: بکش تا نکشیمت !!! حمله ور شدن با سلاح و دفاع با دستانی خالی از سوی دیگر! تصویر ایران امروز ماست.دفاع از خود امریست فطری و غریزی که در قانون هم توجیه دارد. اما حمله یعنی خشونت. حمله یعنی عبور از خط قرمز. این ها چه کسانی هستند؟ این ها نه از جنس من هستند که می نویسم! و نه از جنس تو که می خوانی مرا ! مگر جوان ایرانی بلد است بکشد؟مگر همین جوان ها در سایه گشت های ارشاد ما بزرگ نشدند؟ مگر سی سال با همین ارشاد های خیابانی زیست نکردیم ؟ حالا چگونه می توان باور کرد که جوان ما می کشد یا تخریب می کند ؟ من انگار حالم بد است ! می روم یک لیوان آب دماوند بخورم !!!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:6 توسط سیب سربی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاسخ این نبود! درو کردن کار داس است ! حالا چه اتفاقی می افتد ؟ که بشمارند و بگویند اینقدر عدد تخلف شده و چون خللی به اصل قضیه وارد نیست پس اصل بر جای می ماند؟ اما با متخلفین برخورد قانونی می شود ؟ خوب اگر قرار بر این بود چرا همان اول این اعتراض را نپذیرفتید؟ چرا بی خون ریزی و مسالمت آمیز حل نشد؟ در ثانی این اختلاف آرا حالا متعلق به که خواهد شد؟ فرضن اگر ۳ میلیون تفاوت داشت این ۳ ملیون رای حق کدام کاندیدبوده است؟ و اگر به حساب نیاید پس آن مردمی که این ۳ میلیون رای را دادند بیخود خودشان را خسته کردند؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:28 توسط سیب سربی
|
|
||